امروز آزمون داشتم بعد ازمون که داشتم با مهدیه حرف میزدم میومدم پایین 4تا پسرم جلومون بودن جوری از 4 پله اخر افتادم پایین که فک کنم ناقص شدم بهد همه اون میمونا خندیدن و این مهدیه خرم بجای اینکه کمکم کنه بلند شم میخنده اگه دستم مهدیه بت برسه .....................................

چرندیات یه دختر...
ما را در سایت چرندیات یه دختر دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 25 تاريخ: يکشنبه 28 آذر 1395 ساعت: 2:05